اما این بدان معنانیست كه آمیزش لزوماً بایستی در اتاق خواب صورت بگیرد . محل انجام آمیزش می تواند در ایجاد یك رابطه بهتر، موثرتر لذت بخش تر، حتی متنوع تر نقش مهمی را ایفا نماید . شما معمولاً بایستی اتاق خوابتان را بر طبق فانتزیهای جنسی تان تزئین نمائید . برای برقراری آمیزش با كیفیت بالا می توان نكات زیر را در نظر گرفت :
1- هر از چند گاهی محل انجام آمیزش را تغییر دهید . این مكان می تواند صرفاً محدود به اتاق خواب نبوده و در مكانهای دیگر منزل نیز انجام شود . این به شرطیست كه مكان مورد نظر آرامش و امنیت داشته باشد . گاهی انجام آمیزش برروی یك كاناپه راحت كه در سالن پذیرایی خانه می باشد بسیار لذت بخش تر از مجلل ترین تختخوابهاست .
2- اتاق خوابتان را در بهترین قسمت منزلتان انتخاب نمائید به نحویكه هیچ مكان دیگری به آن مشرف نباشد .
3- حتماً برای اتاق خوابتان قفل و كلید جداگانه داشته باشید و به افراد دیگر اجازه ندهید كه بدون اجازه شما وارد آن شوند .
4- اتاق خوابتان را بسیار جذاب و زیباتزئین نمائید و سعی كنید حتی المقدور و تا جائیكه امكانات مالی شما اجازه می دهد هر از چند گاهی دكوراسیون و رنگ آن را تغییر دهید .
5- تختخوابتان را طوری تزئین كنید كه مركز توجه قرار گیرد .
6- رطوبت و دمای اتاق خواب بایستی مناسب باشد .
7- تخت یا رختخواب شما بایستی همواره راحت و پاكیزه باشد .
8- رنگ اتاق خوابتان را از رنگهای آرام بخشی مثل آبی و سفید و صورتی انتخاب كنید . اگر به رنگهای گرمتر علاقه مندید رنگهائی مثل نارنجی یا قرمز عنابی بسیار رویائی هستند .
9- آویختن پرده های كافی و زیبا با رنگ های صورتی، نارنجی، یا قرمز ( به تناسب رنگ اتاق و دكوراسیون آن ) علاوه بر حفظ خلوت شما به مهیج ترین شدن اتاق خواب شمانیز كمك می كنند .
10- بهتر است نور اتاق خواب شدید و مستقیم نباشد . ترجیحاً از آباژورها یا لامپهایی كم نور با نور ملایم قرمز استفاده كنید .نورپردازیی كه فضائی به رنگ غروب خورشید ایجاد می نمائید مناسب به نظر می رسد . استفاده از شمع های معطر علاوه براینكه فضای رومانتیكی ایجاد می كند هوارا نیز عطر آگین می نماید
11- حتماً آیینه بزرگ و قدی در اتاق خوابتان تعبیه نمائید .
12- هرگز لباسهایتان را به در و دیوار اتاق خواب آویزان نكنید و از آن به جای انباری خانه استفاده نكنید .
13- سعی كنید فضای اتاق خواب بسیار مرتب و جالب توجه باشید .
14- وسایلی نظیر تلویزیون كامپیوتر و یا وسایل كارتان را از اتاق خواب خارج كنید . فراموش نكنید كه شما در دفتركارتان نمی خوابید و قرار نیست در اتاق خوابتان وظایف حرفه ایتان را انجام دهید و یا به سرگرمی های تلویزیونی بپردازید
15- حمام و دستشوئی در اتاق خواب وجود داشته باشد امكانات زیر را در اتاق خوابتان تعبیه نمائید
وسایل كامل آرایش و عطریات انواع لباسهای خواب و لباسهای زیر دستمالها و نوارهای بهداشتی وسایل آرایش مو و ملحفه های تمیز
طبقه بندی: مسایل زناشویی،

با وجود همه آهنگ های پاپ، برنامه های تلویزیونی، و فیلم های سینمایی در رابطه با رابطه جنسی که می خواهند باوری مخالف این را به شما بقبولانند، بسیاری از ما رابطه جنسی متوسط و حتی خسته کننده داریم. برای جوانان، بخصوص خانم های جوان، رابطه جنسی یک مشکل بزرگ شده است چون تازه دارند می فهمند که چه چیزهایی در رابطه جنسی، آنها را بیشتر تحریک می کند.
دکتر کارن گلس، مشاور ازدواج و خانواده در کالیفرنیا، در این رابطه می گوید، "یکی از مشکلات مردم، به ویژه آقایان، این است که از تماشای فیلمهای پورنو می خواهند رابطه جنسی را یاد بگیرند. و در تختخواب سعی می کنند آن حرکات سخت و دشواری که در فیلم ها دیده اند را تقلید کنند اما این حرکات دقیقاً چیزی نیست که به طرف مقابلشان لذت بدهد."
راه حل چیست؟ حرف زدن درمورد چیزهایی که تحریکتان می کند باعث می شود رابطه جنسی بسیار بهتری داشته باشید. اگر تکنیکهای همسرتان در رابطه جنسی هیچ تحریکی در شما ایجاد نمی کند می توانید به او کمک کنید آنها را تغییر دهد تا رابطه جنسی بهتری داشته باشید. اما مراقب باشید: انتقاد کردن از همسرتان در حالتی که لخت و بی دفاع در تحتخواب بیشتری تلاش خود را برای لذت دادن به شما به کار می گیرد می تواند منجر به سالها اختلال روانی و پایین آمدن اعتماد به نفس جنسی او شود. امروز می خواهیم به شما آموزش دهیم که چطور باید این انتقادات را مطرح کنید تا احساسات همسرتان جریحه دار نشود.
همان چیزی را بگویید که منظورتان است
به همسرتان بگویید که از نظر شما مشکل دقیقاً کجاست. مثلاً "اگر سینه هایم را لمس نکنی، تحریک نمی شوم" یا "وقتی به کارم واکنشی نمی دهی احساس می کنم که کار اشتباهی انجام می دهم". دقت کنید که در جملات خود به هیچ عنوان از کلماتی مثل "تو هیچوقت" یا "تو همیشه" استفاده نکنید.
دکتر آوا کادل، متخصص جنس شناسی در لس آنجلس پیشنهاد می کند که زمان بیشتری را خارج از تختخواب به صحبت کردن درمورد علایق و عدم علایقتان در رابطه جنسی بپردازید. درمورد کارهایی که دوست دارید امتحان کنید، چیزهایی که تحریکتان می کند، یا حتی خیالپردازی های جنسی خود که تابه حل با هیچکس درمیان نگذاشته اید، صحبت کنید. او می گوید، "با این روش از علایق همدیگر باخبر می شوید و متوجه می شوید که از چه حد و مرزی هم نباید عبور کنید."
رابطه جنسی شنیداری را امتحان کنید
اگر از آندسته افراد نیستید که بتوانید لیستی از نیازهای جنسی خود را به همسرتان ارائه کنید می توانید از مهارت های ارتباطی خود استفاده کرده و هر از گاهی نکاتی را برای همسرتان عنوان کنید.
دکتر کادل می گوید، "وقتی در تختخواب صدا ایجاد می کنید، انرژی جنسیتان خالی می شود و همسرتان را هم تحریک می کند چون باعث می شود که فکر کند رابطه جنسی فوق العاده ای انجام می دهد".
در زیر به نکاتی که دکتر کادل درزمینه رابطه جنسی شنیداری مطرح می کند، اشاره می کنیم:
· صدایتان را بالا ببرید. چون انجام رابطه جنسی بدون صدا مثل تماشا کردن یک فیلم بدون صداست.
· دو چیز هست که همه افراد می توانند حین رابطه جنسی بگویند، یکی کلمه "آره" و یکی اسم همسرتان است.
طبقه بندی: مسایل زناشویی،
برچسب ها: رابطه جنسی،
1.همسرتان را عوض نکنید خودتان را عوض کنید.
2. همیشه درون خود را باز بینی کن و در این بازنگریها منصف باش.
3. کنترل زندگى خود را به دست بگیر و هیچ گاه نسخههای درمانى دیگران را در زندگى پیاده نکن .
4. هم به خوبیهایش فکر کن هم به بدیها. هنگام بحث هردو را مد نظر داشته باش.
5. خود روانپزشک خویشتن باش ، با جملات نیرو بخش و درمان گر بعد از هر دلخوری به خود نیرویی تازه ببخش و بدان که این نیز بگذرد.
6. کمتر صحبت کن و بیشتر عمل. هنگام ناراحتی زیاد سخن نگویید ، عمل کنید ( عمل شما سکوت و چهره شماست) چرا که به هنگام ناراحتی تعادل روحی بر هم میخورد و مسائلی گفته میشود که گاه مشکل را پیچیده تر میکند.
7. عیبهای همسرت را دوست داشته باش.
8. مردها همه یکسانند این یک روال جهانى است.
9.مسائل کوچک را نادیده بگیر.
10.مقایسه نکنید.هیچگاه همسرت را با دیگری مقایسه نکن چرا که مردها در عین یکسان بودن هرکدام دنیایی خاص دارند.
11.سعی کن اختلاف سلیقههایتان به نزاع نیانجامد . این را بدان که تفاوتها شکاف بوجود نمی آورد عدم تفاهم است که شکافها را بیشتر میکند. تفاوت در اصل بسیار سازنده است اگر از آن برای تعالى استفاده کنید.
12. وقت آزاد خود را تنظیم کنید.این کار را برای همه اعضاء خانواده انجام دهید و وقتى را هم به پدر بزرگها و مادربزرگها اختصاص دهید با این کار برای خود و والدینتان ارزش قائل میشوید.
13. سعی نکن برای همه رفتارهای همسرت دلیل بیابی . چرا که خواستگاه و پرورش گاه هر کدام از ما برایمان رفتارهایی را نهادینه میکند .با تلاش و صبر آن دسته از رفتار هاى نادرست را که نهادینه شده از وجود هم محو کنید.
14.عشق پایدار نیازمند احترام و بازگشت بعد از هر دلخوری است.
15. قرارهای دو نفره را فراموش نکنید. مانند اوائل ازدواج برای او نامههای عاشقانه و کوتاه بنویسید و یا با او دریک جای خاطره انگیز قرار بگذارید.
16. با همسرت مثل یک دوست باش و مشکلات خود را همانند یک دوست با او حل کن.
17. با عشق همسرت را رام خود کن.
18. جذابیت خود را همیشه حفظ کنید حتى اگر چندین سال از ازدواجتان مى گذرد.
19. بعضی مواقع با قواعد همسرت در زندگى بازی کن. این نوعی احترام به افکار و منش اوست او قدر این کار را خواهد دانست.
طبقه بندی: مسایل زناشویی،
برچسب ها: مجذوب کردن همسرمان،
حتما تعجب خواهید كرد اگر بشنوید عقیده رایج روانشناسان و فیلسوفاناجتماعى غرب بر این است كه مرد چند همسرى آفریده شده،تك همسرى بر خلافطبیعت اوست.
ویل دورانت در لذات فلسفه صفحه 91 پس از آن كه شرحى دربارهآشفتگیهاى اخلاقى امروز از نظر امور جنسى میدهد،مىگوید:
«بى شك بسیارى از آن،نتیجه علاقه«اصلاح ناپذیرى»است كه به تنوع داریم وطبیعتبه یك زن بسنده نمیكند.»
هم او میگوید:
«مرد ذاتا طبیعت چند همسرى دارد و فقط نیرومندترین قیود اخلاقى،میزانمناسبى از فقر و كار سخت و نظارت دائمى زوجه مىتواند تك همسرى را به اوتحمیل كند.»
در شماره 112 مجله زن روز تحت عنوان«آیا مرد طبیعتا خیانتكار است؟»نوشتهاست: www.asheghi4u.blogsky.com
«پروفسور اشمید آلمانى گفته است:…در طول تاریخ،مرد همیشه خیانتكار بوده وزن دنبالهرو خیانت.حتى در قرون وسطى نیز برابر شواهد موجود 90 درصد ازجوانان به دفعات رفیقه عوض مىكردند و 50 درصد از مردان زندار به همسرانشانخیانت مىورزیدند.رابرت كینزى، محقق معروف امریكایى در گزارشش-كه بهكینزى راپورت مشهور شده-نوشته است:مردان و زنان امریكایى در بىوفایى وخیانت دستسایر ملل دنیا را از پشتبستهاند…كینزى در قسمت دیگر گزارششآورده است:«زن بر خلاف مرد از تنوعجویى در عشق و لذت بیزار است.به همیندلیل بعضى اوقات از رفتار مرد سر در نمىآورد.ولى مرد تنوع جویى را نوعىماجراجویى تلقى مىكند،آسان از راه بدر مىرود و به نظر او آنچه مهم است لذتجسمى است نه لذت عاطفى و روحى.تظاهر به تماس عاطفى و روحى در مرد فقطتا وقتى است كه فرصتى براى درك لذت جسمى پیش نیامده است.روزى پزشكمشهورى به من گفت:«پولیگام»بودن مرد(تنوع دوستى و تعدد خواهى)و«منوگام»بودن زن(انحصار خواهى و یكه شناسى)یك امر بدیهى است،زیرا در مردمیلیونها سلول«اسپرم»تولید میشود در حالى كه زن در دوران آمادگى جز یكتخم از تخمدان تولید نمىكند.صرف نظر از فرضیه كینزى،بد نیست از خودمانبپرسیم:آیا وفادار بودن براى مرد مشكل است؟
هانرى دومنترلان فرانسوى در پاسخ این سؤال نوشته است:وفادار بودن براى مردمشكل نیستبلكه غیر ممكن است.یك زن براى یك مرد آفریده شده است و یكمرد براى زندگى و همه زنها.مرد اگر به تاریكى مىپرد و به زنش خیانت مىكندتقصیر خودش نیست،تقصیر خلقت و طبیعت است كه همه عوامل خیانت را در اوبه وجود آورده است.»
در شماره 120 همین مجله تحت عنوان«عشق و ازدواج به سبك فرانسوى» چنین مینویسد: «زن و شوهر فرانسوى مساله بىوفایى را بین خودشان حل كرده و براى آن قاعدهو قانون و حد و حدودى قائل شدهاند.اگر مرد از مرز این قاعده و قانون تجاوز نكندپرش به تاریكیاش بیاهمیت است.آیا اصولا یك مرد بعد از دو سال زندگیزناشویى میتواند وفادار بماند؟به طور یقین نه،زیرا این خلاف طبیعتش است.امادر مورد زنان تا اندازهاى تفاوت مىكند و خوشبختانه آنها به این تفاوت واقفند.درفرانسه اگر شوهرى مرتكب خیانتشود زنش احساس نارضایى نمىكند یاعصبانى نمیشود،زیرا به خودش دلدارى مىدهد:او فقط جسمش را با خودشنزد دیگرى برده نه روح و احساساتش را،روح و احساساتش مال من است.»
در چند سال پیش نظریه یك پروفسور زیستشناس به نام دكتر راسل لى در همینزمینه در روزنامه كیهان منتشر شد و مدتى مورد بحث و گفتگوى نویسندگان ایرانی بود.به عقیده دكتر راسل لى قناعت مرد به یك زن خیانتبه نسل است،نه از نظر كمیتبلكه از نظر كیفیت;زیرا بسنده كردن مرد به یك زن نسل او را ضعیف میكند.نسل درچند همسرى قوى و نیرومند میگردد.
به عقیده ما این توصیف از طبیعت مرد به هیچ وجه صحیح نیست.الهام بخش اینمفكران در این عقیده اوضاع خاص محیط اجتماعى آنها بوده نه طبیعت واقعى مرد. البته ما مدعى نیستیم كه زن و مرد از لحاظ زیستشناسى و روانشناسى وضعمشابهى دارند.بر عكس، معتقدیم زیستشناسى و روانشناسى مرد و زن متفاوت است و خلقت از این تفاوت هدف داشته است،و به همین جهت نباید تساوى حقوق انسانی زن و مرد را بهانه براى تشابه و یكنواختى حقوق آنها قرار داد.از نظر روحیهتك همسرى نیز قطعا زن و مرد روحیههاى متفاوتى دارند.زن طبعا تك شوهر است; چند شوهرى بر ضد روحیه اوست.نوع تمنیات زن از شوهر با چند شوهرى سازگارنیست.اما مرد طبعا تك همسر نیست،به این معنى كه چند زنى بر ضد روحیه او نیست. چند زنى با نوع تمنیاتى كه مرد از وجود زن دارد ناسازگار نیست.www.asheghi4u.blogsky.com
اما ما با آن عقیده كه روحیه مرد با تك همسرى ناسازگار است مخالفیم.ما منكراین نظر هستیم كه میگوید علاقه مرد به تنوع«اصلاح ناپذیر»است.ما با این عقیدهمخالفیم كه وفادارى براى مرد غیر ممكن است و یك زن براى یك مرد آفریده شده ویك مرد براى همه زنها.
به عقیده ما عوامل خیانت را محیطهاى اجتماعى در مرد به وجود مىآورد نهخلقت و طبیعت.مسؤول خیانت مرد خلقت نیست،محیط اجتماعى است.عواملخیانت را محیطى به وجود مىآورد كه از یك طرف زن را تشویق مىكند تمام فنوناغوا و انحراف را براى مرد بیگانه به كار ببرد،هزار و یك نیرنگ براى از راه بیرونرفتن او بسازد;و از طرف دیگر به بهانه اینكه یگانه صورت قانونى ازدواجتك همسرى است،صدها هزار بلكه میلیونها زن آماده و نیازمند به ازدواج را از حقزناشویى محروم مىكند و آنها را براى اغواى مرد روانه اجتماع مىسازد.
در مشرق اسلامى پیش از آن كه آداب و رسوم غربى رایج گردد 90 درصد مردان،تك همسر واقعى بودند;نه بیش از یك زن شرعى داشتند و نه با رفیقه و معشوقه سرگرم بودند.زوجیت اختصاصى به مفهوم واقعى كلمه بر اكثریت قریب به اتفاقخانوادههاى اسلامى حكمفرما بود.
طبقه بندی: مسایل زناشویی،
برچسب ها: طبیعت مرد، چند همسرى،
دنیای زنان بعضی اوقات تفاوت های بزرگی با دنیای مردان دارد و ممکن است بعضی مردها این موضوع را درک نکنند، در اکثر اوقات زنان در هنگام ازدواج مخصوصا در سنین پایین تر تصور میکنند که شب های عاشقانه در کنار همسرشان خواهند داشت و این آرزوها را در مرد مورد علاقه خود جستجو میکنند. اما گاهی اوقات شاهزاده سوار بر اسب سفید رویای دختران تبدیل به دیو قصه ها می گردد.
خانم محترم ما می دانیم که همسر شما همان شاهزاده رویاهایتان نیست ولی اطمینان هم داریم که او دیو قصه ها هم نیست .
شما می توانید بجای عیب گرفتن از شوهرتان یک بار هم که شده به بررسی اخلاق و رفتار خود بپردازید . ما اطمینان داریم شما می توانید با اخلاق خوب خود او را به همان شاهزاده مورد نظر تبدیل کنید :
نکات زیر کمک خواهد کرد که به ازدواجتان انرژی دوباره دهید و از نو هر آنچه را که دوست دارید بسازید.
بهترین کارهایی که برای شوهرتان بسیار مفید است، برای شما هم مفید خواهدبود.
غذاهای سالم بخورید، خودتان را زیبا نگه دارید و مرتباً ورزش کنید. این کارها باعث میشود همیشه احساس خوبی داشته باشید و پر طراوت و جذاب باشید و شما در نظر شوهرتان همان زن زیبا و جذابی که همیشه دوست داشته، باقی خواهید ماند، مهم نیست که شما چند سالتان باشد.
از رفتار و اعمال خوب همسر خود قدردانی کنید.
هنگامی که پژوهشگران از مردان پرسیدند که در زندگی زناشویی خود چه میخواهند، قدردانی در لیست همگی آنها وجود داشت. پس به خاطر داشته باشید و توجه داشته باشید به کارهایی که همسرتان برای شما، فرزندان و خانه انجام میدهد و از او تشکر کنید. شما لبخندی بر روی لبانش و لذتی در قلبش ایجاد خواهید کرد.
عشق را در زندگیتان نگه دارید.
آخرین باری که برنامه ریزی کرده اید برای داشتن یک زمان عاشقانه در کنار همسرتان چه وقت بوده است؟ اگر شما نمی توانید به این سؤال پاسخ دهید سریعاً به فکر باشید.
مهربان بودن، یادداشتهای عاشقانه، هدیه ای کوچک برای او، برنامه ریزی برای یک روز عاشقانه و ابتکار در مسائل جنسی همگی باعث میشود که به او یادآوری کنید که هنوز هم او برایتان جذاب است.
اجازه دهید او هم زمانهایی مردانه داشته باشد.
هر کس به زمانهایی برای خودش نیاز دارد که از یک سرگرمی لذت ببرد یا با دوستانش جمع شود. اگر همسر شما فوتبال دوست دارد، در حالیکه شما به آن علاقه ندارید از او اشکال نگیرید.
او را تشویق کنید که رابطه ای دوستانه با مردان دیگر داشته باشد. او از این مصاحبتها لذت خواهد برد. مطالعات نشان میدهد مردانی که در کنار دوستانشان بوده اند، سالم تر بوده اند و زندگی طولانی تری داشتهاند.
حق تقدم با اوست.
فشارهای روزانه کار، خانه و بچه ها کافی است که او را خسته کند. زمانی را بسازید برای دو نفرتان که استراحت کوتاهی داشته باشید، دور از کارهای کسالت آور روزانه. احساس علاقه نسبت به کارش و سرگرمی هایش نشان دهید، این کار باعث میشود که او بداند که او برایتان چقدر اهمیت دارد.
سعی نکنید او را تغییر دهید.
آیا شما خوش مشرب هستید و شوهرتان کم رو؟ آیا دوست دارید خانه همیشه تمیز باشد و حوله شوهرتان همیشه بر زمین است؟ روانشناسان میگویند شما نمی توانید دیگران را تغییر دهید، یقین داشته باشید شما تحت تأثیر قرار خواهید گرفت. پس دنبال راههایی غیر از غر زدن و نق زدن باشید.
برای مثال توافق در روابط اجتماعیتان با کم کردن تعداد مهمانها و یا رفتن شما به تنهایی در مهمانی و قرار دادن یک سبد در حمام برای قرار دادن رختها و تشویق کردن او وقتی که در مهمانی شرکت کرد و یا حوله های کثیف را سر جایش قرار داد. ایجاد دلگرمی و تشویق همیشه بهتر از عیب جویی و سرزنش است.
به او بگویید که چه میخواهید.
این آسان است که فکر کنید کسی که با او زندگی میکنید کاملاً شما را میشناسد، اما این حقیقت ندارد. بسیاری از ما همه چیز را همان طوری میبینیم که دوست داریم. پس غافلگیر نشوید شوهرتان فکر کند که شما هر آنچه که میخواهید همان است که اومی خواهد. اگر شما در آغوش گرفتن و یا یک مشورت و یا یک ژاکت قرمز برای تولدتان میخواهید به او بگویید.
وقتی را هم با دوستانتان بگذرانید.
وقتی شما شوهر میکنید فکر میکنید که از دوستانتان باید کنار بکشید و در کنار شوهرتان باشید. اما یک نفر نمیتواند تمام احتیاجات شما را رفع کند و این انتظار نا معقولی است که از شوهرتان بخواهید هم شوهرتان باشد، هم رفیق و هم بهترین دوست دخترتان. زمانی را برای دوستانتان اختصاص دهید این کار باعث میشود که شما انرژی یابید.
اجازه دهید بعضی اوقات آزاد باشد.
همان طور که شما نیاز دارید بعضی اوقات ریلکس کنید و تنها باشید شوهرتان هم به این نیاز دارد. ممکن است استراحت شما بعد از یک روز کار، دراز کشیدن روی تخت و یا یک دوش گرم باشد و استراحت او به نحوی دیگر باشد، مثلاً روزنامه بخواند و یا تلویزیون نگاه کند اجازه دهید او همان طور که میخواهد خود را شارژ کند، شاید کارهای خانه و خرید کردن بیشتر او را خسته کند.
به او ایمان داشته باشید و بگذارید او این را بداند.
مردان میتوانند بسیار به شجاعت و دلیری تظاهر کنند، اما آنها هم مثل ما بعضی اوقات اعتماد به نفس کمی دارند و درمانده میشوند و احساس ضعف میکنند. هنگامی که او به خانه میآید خصوصاً وقتی که او خود را باور ندارد، نیاز دارد که بداند کسی که او را باور دارد در خودش زندگی میکند.
طبقه بندی: مسایل زناشویی،
برچسب ها: نکاتی برای زیباتر شدن زندگی زناشویی،
مقدمه: راه حل حقیقی در رفع مشکلات
اولیـن مـرحله مـــصالحه و سازش است. شما باید از فریاد زدن و سـرزنــش کردن بـه شـدت پرهیـز کنید و بـه نــظرات و عقاید یکدیگر احترام بگذارید. مرحله دوم شناسایی مشکل و مــطرح کـــردن آن است. این دو مرحله قبل از شروع هر بحثی باید انجام شوند در غیر این صورت هیچ گاه موفق به سازش نخواهید شد. زمانیکه آمادگی ورود به مرحله سوم را پیدا کـردید می بایست بر روی چند مطلب با یکدیگر به توافق برسید.
اصل اول: در طول بـحث بـرای شـکست هـا و پــیروزی های یکدیگر چوب خط نیندازید.
متاسفانه این یکی از شایع ترین مشکلاتی است که اغلب زوج ها مرتکب آن میشوند. هنگامیکه یکی از طرفین دچار اشتباهی شد طرف مقابل آن را در ذهن خود ثبت میکند تا در یک موقعیت مناسب آن را بازگو کنـد. وقتـی یـکــــی از آنها شروع به گله و شکایت میکند دیگری هم آرام نمی نشیند و هر آنچه را در ذهن خود ثبت کـرده اســـت بــــاز گو میکند گویی با این عمل موفق تر از میدان بیرون می آید. در یک چنین وضعیتی حساب کردن برد و باخت ها به صورت مهمترین عامل در می آید و هـر دو طـــرف از حیــطه بحث اصلی خارج می شوند. روزی یکی از دوستانم به من گفت: "من ایــــــن هفته توانستم چـهـار بـــار حرفم را به کرسی بنشانم در حالیکه همسرم تنها دو بار توانست این کار را انجام دهد." او هیچ اهمیتی به درست یا غلط بودن کار خود نمی داد، فقط میخواست حرف آخر را خودش بزند. عده ای فرصت دادن به شریک زندگی را ضـعـــف شخصیتی به حــــساب می آورند. چنین رفتاری باعث جدایی و دور شدن زوجین از یکدیگر و در نهایت ایجاد تنفر میشود.
مصالحه و سازش بـه معنای وجود ضعف در شخصیت افراد نیست. هرزگاهی چند اجازه رشد کردن را به طرف مقابل بدهیـد. نفس خود را به مبارزه دعــــوت کنید تا روح شما از هرگونه عیب و زشتی به دور باشد. اگر با کله شقی تمام تنها به جـــمع کردن امتیاز در یـک رابـطـه بـیـندیشـید دیـگر قــادر بـه دیـدن مشــکلات اصـلی نخواهید بود و تصمیمات نادرستی اتخاذ میکنید که به زندگی مشترکتان صدمات جبران نا پذیری خواهد زد.
اصل دوم: طرز حرف زدن عامل مهمی در تعیین نتیجه هر گونه بحثی است.
حـتی اگـــر حــــق با شما باشد، اگر به روش صحیح آن را مطرح نکنید ممکن است حق مسلم خود را از دست بدهید. پس سعی کنید شیوه درست را برگزیـنـید. اصـــــلا خوب نیست که با به کار بردن لغات و اصطلاحات توهین آمیز شریک زندگــی خود را مجبور به دفــــاع کنید. واکنش طبیعی نسبت به حمله و تجاوز از دو حال خـارج نیسـت: یـــا فـــرد متقابلا تصمیم به مبارزه میگیرد و یا اینکه به لاک دفاعی فرو می رود که در هر دو حالت مشکل به شیوه منطقی حل نخواهد شد.
از کلمات "همیشه" و "هرگز" استفاده نکنید.گفتن جمله هایی ازقبیل "تو هرگز در کارهای خانه کمک نمیکنی" از آغاز ایجاد هرگونه بحث منطقی را مختل میکند. بیــشتر شبیه این است که شما قصد مبالغه داشته و می خـواهیـــد شخص مقابل را به مبارزه دعوت کنید. پاسخ به شما چیزی جز این نیست: "این درست نیسـت، دو هـفـته پیش بود که من تمام خانه را تمیز کردم و بچه ها را به مدرسه بردم" و کل بحث به جــریان تو بگو من بگو تبدیل می شود و از دایره بحث اصلی خارج میشوید.
بنابراین از به کار بردن لغاتی که معنای کلی و قطعی دارند خـودداری کنـید. جمله بالا را میتوان با فرم متفاوتی به این شکل بیان کرد: "من می خـواسـتـم راجــع به سهم تو در کارهای خانه صحبت کنم؛ لطفا مرا هم در اولویت قرار بده؛ بعضی وقت ها فـکر می کنم خانواده، دوستان و همکارانت نسبت به من ارجع تر هستند."
دشنام و ناسزا با صدای بلند. بعضی از انسانها با این باور رشد می کنند که هر کس پـرخـاشگرتـر بــاشد و با صدای بلندتری صحبت کند، قدرتـمندتر بوده و می تـوانـد تـوجـه بیشتری را بخود جلب کند. این شیوه برای تهدید و ارعاب و بی ارزش کردن همسرانتان بی نظیر است اما با این کار شما فقط آنها را عصبانی میکنید، بعد از مـدتی هم نسبت به شما بی میل خواهند شد. شاید جرات بازگو کردن این مطلب را در مـقـابـل چشمان شما نداشته باشند اما بیحرمتی در نهانشان باعث ایجاد انزجار و تنفر از شما میگردد.
هـر بــار که یکی از زوجین مورد آزار دیگری قرار گیرد و خاطرش از او آزرده شود نـه تـنـهـا مشکل اصلی حل نمی شود بلکه لکه های جبران ناپذیری نیز بر روی پـرده روابطــشـان به وجود می آید که خود باعث فروپاشی بنیان خانواده می گـردد. هنگام شنیدن کلمات توهین آمیز به شخص مقابل بگویید: "اگر بخواهی به این طرز صحبت کــردن ادامه دهی من نمی توانم با تو گفتگو کنم." و بعد پیشنهاد کنید تا بـحث به زمان دیــگـری کـه هــر دو طرف از آرامش کامل برخوردارند موکول شود. ولـی اگر متـقـاعد نـشد و تـجـاوز خـــود بـه حریم شما را ادامه داد، تصمیم گیری با شماست. از خود بپرسید آیا می تــوانــید با کسی که بی شرمانه به حقوق شما تجاوز میکند، زندگی کنید؟!
تهدیداتی نظیر "و اگر نه...!!"
بسـیـاری از افـراد هسـتــــند که همیشه از ضمیمه کردن یک جمله تهدید آمـیـز بـه آخـر سخنان خود لذت می برند. برای مثال می گویند " تـو بهـتـر اســت کارها را مطابق میل من انجام دهی واگرنه...!!" آنها ظاهرا احساس می کـنـــــند که نیاز خود را از این طریق مرتفع می سازند اما اگر در مقابل جوابی مانند "و اگر نه چــــــه کار میخواهی بکنی؟؟" دریافت کنند آنگاه؟!... در این لحظه که شما بی توجهی همســرتان را نسبت به تهدید خود می بینید چه کاری میتوانید انجام دهید؟ باز هم به فکر تلافی مـــی افتید. مشکل اینجاست که عدده معدودی پاسخ مثبت به اینگونه تهدیدها می دهند و ســـایرین تنها به این دلیل که ثابت کنند هیچ گاه مجبور به انجام عملی نیستند دقیقا کار مخالف نظر شما را انجام می دهند. اگر زمان عمل به گفته هایتان فرا برسد، چه کار می کــنـــیــد؟ عقب نشینی میکنید و یا به جنگ با همسرتان ادامه میدهید؟
طور دیگر به قضیه نگاه کنید و طرز برخورد خود را تغییر دهید. آگاه ساختن طرف مقابـــل از نتـایـج کــــار خــود عملی عاقلانه است اما باید با ملایمت بیان شود، مثلا: "اگر طبق خواسته من عمل نکنی موجب میــشود که من ...." اگر او در انجام خواسته شما قصور کند حداقل شما او را از نتیجه کارش آگاه ساخته اید.
اما شما چطور میـــتوانید از نتیجه کار مطمین باشید؟ چطور همه چیز بر وفق مراد شما پیش خواهد رفت؟ راهــــهای زیادی برای انتقال افکار وجود دارد که مهمترین آنها "گفتار" است. شما به وسیله گفته های خود میتوانید شخص مقابل را متوجه کلیه آمال درونی خود بکنید. به کار بردن جمـله های زیر میتواند مشکل هر رابطه ای را به آسانی برطرف کند:
-- چیزی هست که برای من اهـــــمیت زیادی داره، اگر ممکن باشه میخواستم امروز در موردش باهات صحبت کنم.
-- من فکر میکنم ما دو تایی از پس این مشکل بر می آییم.
-- تـــحمل این قضیه واقعا برای من سخته، فقط میخواستم نظرمو در مورد این مطلب با تو در میون بذارم.
-- فقط میخوام به من گوش بدی و تا وقتی حرفام تموم نشده قضاوت نکنی.
-- اصــــلا لازم نیــست تمام مشکلات همین حالا حل بشه، فقط می خوام حـرفـــامــــو بشنوی.
اصل سوم: در یک زمان خاص تنها بر روی یکی از مشکلات خود تمرکز کنید تا به نتیجه برسید.
یکی از اساسی تریــن مشکلات من هنکام روان درمانی زوج ها، دور نگه داشتن آنها از خلط کردن چند مبحث مختلف است. مـــوشکافی و تجزه تحلیل چند مساله مهم در آن واحد غیر ممکن است. و تنها دلیل شکست در راه حــل مشکلات آمیختن آنها با یکدیگر است. به تازگی من و همسرم در مورد مسایلی پیرامـــون مــــدیـــریت مالی زندگی به مشـکل بـر خـوردیـم و بـحـث و جـدال را شـروع کـردیـم. سپـس تـصمـیم گـرفتیم با قضیه منطقی برخورد کنیم. اشتباهاتمان را پذیرفتیم و به موضوع بحث اصلی پرداختیم. الـبته برای رسیدن به نتیجه مطلوب کمی تلاش لازم است.
با تمرکز بر روی یک موضوع مشخص میتوانید خیلی زود به نتیجه برسید. شـاید در نگاه اول کمی مشکل به نظر برسد اما ارزش تـوجـه بیـشتر را دارد. شاید شریک زندگیتان با پـرداخـتـن بـه یـک مـوضـوع دیـگر شـما را از ریـل اصـلی خارج کرده و به بیراهه بکشانـد. صحبت کردن پیرامون مسایل مختلف روشی موذیانه برای تغییر موضوع بـحث است. هر زمان با چنین مشکلی مواجه شدید به عنوان مثال بگویید: "اجازه بده در حـال حاضر به این موضوع بپردازیم و -------- (موضوع بعدی) را برای یک وقت دیگر بگذاریم."
اصل چهارم: زمان و فضای مناسبی را برای بحث و مذاکرات خود در نظر بگیرید.
همیشه زمان و مـکان مـنـاسبــی برای حل مشکلات شما وجود دارد. ابتدا مکان: دقیقا نمی توان گفت کدامیک از اتاق های خـــانه مناسب است، فقط کافی است برای هر دو نفر فضایی آرام بخش باشد. ممکن است بــرای عـــده ای میز آشپزخانه و برای سایرین اتـاق خـواب بـاشـد. تـوجــــــه داشته باشید که هیچ گاه در مـلا عام و یا خانه دوستان و آشنایان بحث خانوادگی را شـــروع نکنید. چنین گفتگوهایی ارزش برگزاری در یک مکان مناسب را دارند.
سهل انگاری در انتخاب یک مکان مناسب بزرگترین اشتباه است که متاسفانه بسیاری از زوج ها مرتکب آن می شوند.
انتخاب زمان مناسب به انـدازه مـکان از اهـمـیـت ویـژه بـرخـوردار اســت. در ایـن مبـحث می بایست سه امر اساسی مورد توجه قرار گیرد.
اولا شما باید (و واقعا باید) مشکلات را در نقطه شروع شناسایی کنید تـا قـدرت داشته باشید قبل از اینکه به یک خصوصیت اخلاقی در فرد مقابل تبدیل شوند آنها را رفع کنید. بسیاری از افراد پس از اینکه طرف مقابل برای بیستمین بار مرتـکـب اشتباهی میشود، احساس ناراحتی می کنند که دیگر آن زمان بسیار دیر است. هر چـه طرف مقابل مدت زمان بیـشتری بـه کـار اشــتباه خـود ادامـه دهــد شما باید نیروی بیشتری صرف کنید تا بتوانید او را از این عمل باز دارید. اگر دست روی دســت بگذارید و توقع داشته باشید که همه مسایل به خودی خود حل شوند هیچ گاه نباید انتـظار داشته باشید تا خواستهای شما برآورده شود و نیازهایتان مرتفع گردد.
ثانیا مطمئن شوید که به اندازه کافـی زمـان هسـت تـا بـتــوانید به طور کامل به موضوع مورد بحث بپردازید. عده زیادی از بـیـمـاران مـن مسـایل بسیار مـهــم را درست در زمان خاتمه جلسه بیان می کنند و بعد از اینکه من به آنها پایان جلسه را اعـلام میــکنم آنها عصبانی میــشوند. مورد مشابه در روابط خانوادگی وجود دارد. شروع بحث هنگام خروج از منزل یا رفتن به محل کار بی فایده است. البتـه تـوجـه داشـتـه بـاشیــد اگر بحث برای مدت زمان زیادی به تعویق افتد ممکن است مشکل شما بـه دسـت فـرامـوشی سپرده شـود و برای همیشه حل نشده باقی بماند. بنـابرایـن زمـان مناسبـی را بـرای شــــروع بحث رودر رو انتخاب کنید. (مکالمه تلفنی به اندازه کافی اثر بخش نیست.)
ثالثا اگـر ســاعت ها بر روی مشکل خود بحث کردید و به نتیجه مطلوب نرسیدید، شاید وقت آن رسیده باشد که جلسه را تعطیل کنید و ادامه آن را به زمان دیگری موکول کنید. زمانیکه هر دو طرف خسته باشند ممکن است بحث به حاشیه کشیده شود؛ پس بهتر است بر سر این مساله با یکدیگر توافق کنید و ادامه بحث را زمانی کـه هــــر دو طرف از آمادگی کامل برخوردار بودند ادامه دهید.
اصل پنجم: اگـر نسـبـت بـه هـمسر خود بی اعتنایی کردید و او را آزرده خاطر ساختید؛ از او عذرخواهی کنید.
عذرخواهی یـک عـمـل کوتاه و شیرین است. هیچ کس کامل و بی عیب نیست. گاهی پیش می آید که دانسته و یا نادانسته به احساسات طرف مـقـابل خود لطمه می زنید. ممکن است در آن لحظه ارواح خبیثه شما را احـاطـه کـرده بـاشـند اما چیزی که اهمیت دارد این است که در حال حاضر پشیمان هستید. غرورتان را کنار بگذارید و از همسرتان طلب بخشش کنید.در شرایط مشابه هنگامیکه شما نیز مورد بد رفتاری و بی احترامی قرار گرفتید، می توانید انتظار عذرخواهی از جانب همسرتان را داشته باشید.
ممکن است شما والدینی داشتید که برای حقوق یکدیگر ارزشی قائل نـبودند، به حریم شخصی یکدیگر تجاوز میکردند و مشکلات زندگی روابط آنها را به راحتی پایــمال میکرد. من حاضرم با شما شرط ببندم که آنها هیچ گاه از یکدیگر عذرخواهی نمی کـردنـد. پس متفاوت باشید. اشتباهات خود را قبول کنید تا از هر قید و بنـدی بـه دور بـاشــیــد. برای شریک زندگی تان ارزش قائل باشید و اجازه ندهید تا مشـکـلات سرانــجام ناخوشی را برای شما به همراه داشته باشند.
اصول و فنون یاد شده را می تــوانـید در زمینه حل کلیه مشکلات خود به کار گیرید تا در حل تمام مشکلات روابط زناشویی خود به موفقیت دست پیدا کنید.

طبقه بندی: مسایل زناشویی،
گرچه در فرهنگ ما وابستگی نوعی ضعف به شمار می رود اما واقعاً اینطور نیست. وابسته و دلبسته شدن به کسی بالاترین حس اطمینان و امنیت را به ما می دهد. این وابسته شدن یعنی هر زمان که بخواهید طرفتان با شما حرف بزند، بدانید که برای او اهمیت دارید، که مورد احترام او هستید و او به همه نیازهای احساسی شما پاسخ می دهد.
بزرگترین اصل در نظریه وابستگی این است که جدایی—نه فقط جدایی فیزیکی بلکه جدایی احساسی—برای انسانها وحشت آور است. مغز آن را یک خطر می شمارد.
داستان های عشقی که در بچگی هرشب می دیدم در رستوران اتفاق می افتد، همه درمورد ولع انسان به ارتباط احساسی بود. وقتی ما موفق شدیم با طرفمان ارتباط مطمئن بگیریم، آنوقت همه آزارها و ناراحتی هایی که به ما وارد می کند را می توانیم تحمل کنیم.
ارتباطات از هم گسیخته
در شروع هر رابطه، ارتباط بسیار شدید است اما با گذر زمان این شدت کاهش پیدا می کند. بعد زمان هایی می رسد که احساس می کنیم ارتباطمان گسسته شده است، و خیلی وقت ها دیگر نیازهایمان به وضوح ابراز نمی شوند. مرد ناراحت است و واقعاً می خواهد که به آرامش برسد اما زن او را تنها میگذارد به تصور اینکه او دنبال تنهایی است. در هیچ رابطه ای نمی توان از این لحظات فرار کرد. اگر می خواهید با کسی برقصید، مطمئناً یک جاهایی از رقص پیش می آید که پایتان روی پای هم برود.
اما از دست رفتن ارتباط با کسی که دوستش داریم، حس امنیت ما را هم به خطر می اندازد. حس عمیقی از ترس ما را فرامی گیرد. زنگ خطری در مرکز ترس مغز به صدا در می آید. وقتی این زنگ خطر فرستاده می شود، دیگر فکر نمی کنیم، عمل می کنیم. این تهدید ممکن است از دنیای بیرون باشد یا از دنیای درون خودمان. این درک و احساس خودمان است که به حساب می آید نه واقعیت موجود. اگر در موقع نیاز احساس طردشدگی کنیم، در شُرُف وحشت قرار می گیریم.
آنچه که بعد از آن لحظات از هم کسیختگی ارتباط انجام می دهیم تاثیری عمیق بر شکل رابطه ما خواهد داشت. آیا می توانید برگردید و ارتباط را دوباره برقرار کنید؟ اگر نمی توانید، از این به بعد دعواها و مشاجره ها شروع خواهد شد و حس بسیار بدی از تنهایی احساسی به سراغتان خواهد آمد. رابطه تان دیگر محیطی امن برای شما نخواهد بود. دیگر تردید خواهید داشت که طرفتان همیشه کنارتان است و برایتان ارزش قائل است.
زوجی را تصور کنید که اولین فرزندشان به دنیا می آید. بچه دار شدن تجربه ای بسیار استرس زا است اما دقیقاً در زمانی اتفاق می افتد که احساس ترس از وابستگی و نیاز افراد بسیار قوی است. مرد ممکن است پیش خود تصور کند، "بااینکه می دانم غلط است اما احساس می کنم که زنم را از دست داده و جای آن این بچه نصیبم شده است." و زن هم ممکن است تصور کند، "وقتی باردار بودم احساس شکنندگی شدید داشتم، از این بچه کوچک مراقبت می کردم و فقط به استراحت و آرامش بیشتری نیاز داشتم اما همسرم همیشه سرش به کار گرم بود." قصد و نیت آنها خوب است—زن از بچه مراقبت می کند و مرد هم سخت تلاش می کند تا بتواند پشتوانه خوبی برای خانواده جدید خود باشد-- اما نتوانستند آنچه که واقعاً نیاز داشتند را به همدیگر بدهند.
یا مردی را تصور کنید که در کارش متوسط جلومی رود اما همسرش به سرعت در حال پیشرفت در کار خود می باشد. زن ساعت ها طولانی را روی پروژه های جالب می گذراند درحالیکه مرد هیچ محبت، مراقبت، توجه و حتی ی دریافت نمی کند. هر شب مجوبر است تنها در تحتخواب دراز کشیده منتظر او بماند، از اینکه اینقدر به او نیاز دارد احساس حماقت و همچنین عصبانیت کند و زن هیچوقت نبیند که چقدر غیابش بر مرد تاثیر منفی دارد.
اما ما هیچوقت درمورد این تعارض ها به عنوان نیازهای عمیق وابستگی یاد نمی کنیم. همیشه درمورد احساسات ظاهری، عصبانیت یا بی تفاوتی حرف می زنیم و دیگری را متهم می کنیم. هرکدام از طرفین به گوشه ای می خزد و ابراز احساسات، نیازها و گرفتن اطمینان دوباره از هم، برای هر دو طرف سخت تر و سخت تر می شود.
خانم ها معمولاً نسبت به آقایون در تشخیص اولین علائم گسستگی ارتباط حساس تر هستند و واکنش آنها شروع آن چیزی است که من آن را رقص قطع ارتباط می نامم. آنها سعی می کنند که همسرانشان را وادار به واکنشی آرامش بخش کنند اما آنرا به طریقی انجام می دهند که نیاز اصلیشان هیچوقت برآورده نمی شود—همسرانشان را متهم می کنند که در یک زمینه خاص خوب عمل نکرده است.
از طرف دیگر مردها آموخته اند که واکنش ها و نیازهای احساسی خود را سرکوب کنند و این باعث می شود که از مشاجره فرار کنند. اما عصبانیت زن و عقب کشیدن مرد بر آنچه که در درون آنها است سرپوش می گذارد—نیاز به ارتباط که اکنون با ناراحتی، خجالت و از همه اینها بیشتر، ترس عجین شده است.
خیلی اوقات آنچه اکثر زوج ها نمی بینند این است که اکثر مشاجرات اعتراض به عدم ارتباط است. پشت همه آن ناراحتی ها، زوج ها عمیقاً دوست دارند بدانند که همسرشان در کنار آنها است، به آنها نیاز دارد یا نه و آیا می تواند به آنها اتکاء کند؟
ترمیم پیوندها
سالها روانشناسان و مشاوران سعی بر این داشتند که مشاجرات و دعواهای زوج ها را با آموزش مهارت های حل مشکل به آنها برطرف کنند. اما این درست مثل دادن کلینکس برای سرماخوردگی است. این راهکار مسائل مربوط به وابستگی را نادیده می گیرد. مشکل از دیدگاه وابستگی، فاصله احساسی است.
آنچه برای افراد خسته کننده و زجرآور است این است که نمی دانند که چطور فاصله احساسی را از بین ببرند. گاهی اوقات در محل کار، مردها به من می گویند، "من هر کاری که باعث شود همسرم مطمئن شود که برایم اهمیت دارد را انجام می دهم. درآمد خوبی خانه می آورم، در کارهای خانه به او کمک می کنم، مشکلات را حل می کنم و شیطنت هم نمی کنم. اما چرا هیچکدام از این کارها به چشم همسرم نمی آید و همه آنچه که برای او مهم است که است که درمورد مسائل احساسی با هم حرف بزنیم و عشق بازی کنیم؟" جواب من به آنها این است، "چون ما زن ها اینطور ساخته شده ایم. ما به کسی نیاز داریم که توجه واقعی به ما نشان دهد و محکم در آغوشمان بگیرد. فراموش کرده ای که تو هم به آن نیاز داری؟"
ناامید شدن همیشه بخشی از زندگی زناشویی است. اما همیشه این خودتان هستید که انتخاب می کنید، چطور با آن برخورد کنید. آیا حالت تدافعی می گیرید، با ترس رفتار می کنید یا با درک و فهم؟ تصور کنید همسرتان می گوید، "امشب حس ندارم" شما می توانید یک نفس عمیق بکشید و به این فکر کنید که چقدر دوستتان دارد و بگویید، "اِ، این خیلی بده چون من واقعاً می خواستم." یااینکه با طعنه بگویید، "باشه! پس دیگه هیچوقت نخواهیم داشت، درسته؟"
البته وقتی آن وحشت به دلتان می افتد و احساساتتان قَلَیان می کند، شاید احساس کنید که چاره دیگری ندارد. اما می توانید با خودتان فکر کنید، "اینجا چه اتفاقی می افتد؟ من دارم داد می زنم. اما از درون واقعاً احساس حقارت می کنم." بعد می توانید به همسرتان بگویید، "من واقعاً ترسیدم، احساس ناراحتی می کنم".
اگر با این روش پاسخ دهید و دنبال برقراری دوباره ارتباط باشید، می توانید امیدوار باشید که همسرتان هم در پی همین است. این همان بخش رابطه است که به کمی ذکاوت نیاز دارد: اینکه رقص را تغییر دهید. هر دو طرف باید قدم هایشان را تغییر دهند.
اولین قدم بزرگ این است که خیلی ساده نیاز خود به وابستگی را قبول کنید و از آن خجالت نکشید. این مسئله درمورد افراد مجرد هم صدق می کند. افراد مجرد ممکن است بگویند، "من افسرده ام چون تنهام و میدانم که نباید تنها باشم. می دانم که باید مستقل باشم." البته اگر احساس تنهایی می کنید باید هم افسرده باشید و آنوقت است که به دنیال راه چاره می گردید. اما وقتی از این حس خجالت بکشید، سعی می کنید آنرا از بقیه پنهان کنید و کم کم تصور خواهید کرد که هیچکس نمی تواند نیاز شما به ارتباط را برآورده کند.
نوازش های التیام بخش
مردها معمولاً به من می گویند، "بااینکه می دانم همسرم واقعاً به من نیاز دارد یا احساس ترس می کند، اما نمی دانم چه باید بکنم. " به خاطر همین تنها فکری که به نظرشان می رسد این است که یک فنجان چای برای همسرشان می ریزند و بااینکه کار بسیار قشنگی است اما آن کاری نیست که باید انجام می دادند. اگر دستش را دور گردن او می انداخت و او را به سمت خودش می کشید مطمئناً بهتر می توانست به نیاز او برای برقراری ارتباط پاسخ دهد.
مردها می گویند که نمی دانند در چنین موقعیت هایی چه بایدب کنند درحالیکه تسکین دادن را بلد هستند—اینکار را با فرزندانشان انجام می دهند وقتی که شب ها به آرامی آنها را در آغوش گرفته و در گوششان لالایی زمزمه می کنند. تفاوت آن در این است که آنها آسیب پذیری فرزندانشان را می بینند و به آن واکنش می دهند اما وقتی به همسرانشان نگاه می کنند فقط شخصی را می بینند که درمورد آنها قضاوت میکند. اما او هم آسیب پذیر است.
لمس کردن یکی از راه های اصلی برقراری ارتباط با انسانی دیگر است. گرفتن دست همسرتان وقتی نگران است یا نوازش کردن شانه های او در وسط مشاجره می تواند فوراً اضطراب و ناراحتی او را از بین ببرد.
دنیای مشاوره و روانشناسی در سالهای اخیر شدیداً به دنبال حفظ حریم ها بوده است. اما نظر من این است که یکی از مشکلات اصلی دقیقاً مخالف این است—همه ما از هم جدا شده ایم.
وقتی دو عاشق را نگاه می کنید، همیشه در حال لمس کردنو نوازش کردن همدیگر هستند. دو نفر دیگر که می خواهند بعد از مشاجره دوباره به رابطه عاشقانه خود برگردند را هم اگر نگاه کنید، آنها هم مدام همدیگر را نوازش می کنند. این علامت ملموس از میل به برقراری رابطه است.
بی خطر
یک باور نادرست درمورد عشق این است که اغلب تصور می کنند عشق یک تب سوزاننده است که باید فروکش کند. این واقعاً احمقانه است. من واقعاً هیچ دلیل علمی یا انسانی نمی بینم که چرا افراد نمی توانند در طولانی مدت از روابط خود لذت ببرند.
افرادی که بیرون از رابطه دارند، به این دلیل اینکار انجام می شود که زندگی جنسیشان با همسرانشان بسیار کسالت بار شده است. اینکار را می کنند چون تنها هستند، چون نمی توانند از نظر احساسی با طرف مقابلشان ارتباط بگیرند. بعد وقتی کس دیگری به آنها لبخند می زند و باعث می شود که احساس خاص بودن کنند و فکر کنند که برای کسی ارزش دارند، آنوقت خودشان را در موقعیت عجیبی می یابند که به یک نفر متعهد هستند اما به فرد دیگری پاسخ می دهند.
عشق مثل همه چیزهای دیگر است: جزر و مد دارد. اما اگر یک بعدی باشد و با احساسات مرتباط نشود همیشه کسالت بار خواهد شد. از طرف دیگر، اگر از نظر احساسی درگیر باشید، آنوقت صدها بعد پیدا می کند و مثل عشق بسیار لذت بخش خواهد بود.
من این نوع ایمن و بی خطر را " متقارن" می نامم که در آن آزادی احساسی و پاسخدهی، نوازشهای عاشقانه، و شهوت همه در کنار هم می آیند. وقتی طوج یک ارتباط احساسی مطمئن با هم داشته باشند، صمیمیت جسمی هم در پی آن به وجود خواهد آمد. این زوج ها می توانند با آزادی بیشتری نیازها و اولویت های خود را ابراز کنند و میل بیشتری هم به تجربه جنسی با هم خواهند داشت.
عشق ماندگار
وقتی توانسید دوباره با همسرتان ارتباط برقرار کنید و نیاز هر دو شما به وابستگی تامین شود، باید سعی کنید همیشه از نظر احساسی به هم پاسخ دهی داشته باشید. می توانید با کمک به همدیگر برای شناخت مسائل مربوط به وابستگی که در مشاجرات شما پدید می آید، اینکار را انجام دهید.
مثلاً اگر همیشه از کوه نوردی های خطرناک دوست دخترتان عصبانی می شوید، با او صحبت کنید و بکویید که این عصبانیتتان به خاطر ترس از دست دادن اوست و ببینید که چطور او می تواند احتیاط های بیشتری انجام دهد. یا اگر با کوهی از کارها و مسئولیت های بچه داری تنها گذاشته می شوید، برنامه ریزی کنید که چطور شما و شوهرتان می توانید در کنار هم والدین بهتری باشید تا دیگر فکر نکنید که او شما را با مشکلات بچه ها تنها گذاشته است.
همچنین باید لحظات خوب را در کنار هم جشن بگیرید. همیشه و همه جا، وقتی از خوب بیدار می شوید، وقتی خانه راترک می کنید، وقتی برمی گردید، یا وقتی می خواهید بخوابید، همدیگر را در آغوش بگیرید و ببوسید.
این داستان ها هستند که زندگی های ما را شکل می دهند و داستان هایی که ما از زندگیمان می گوییم خودِ ما را شکل می دهند. یک داستان عشقی برای خودتان و همسرتان بسازید که بیانگر آینده رابطه شما مثلاً در 5 یا 10 سال آینده باشد. اینکار باعث می شود همیشه پیوند بینتان را مستحکم نگه دارید.
آغوشتان را باز کنید
چون وابستکی یک نیاز عمومی است، نگاه کردن به عشق از دیدگاه وابستگی می تواند به والدین برای شناخت مشکلات با فرزندانشان کمک کند. حالا که فهمیدید عشق چیست، دیگر باید بدانید که آنرا چطور حفظ کنید. این به خود ما بستگی دارد که از این دانش استفاده کرده و به مراقبت از همسر و خانواده مان بپردازیم. و با همدلی و شجاعتی که به ما یاد می دهد، می توانیم به دنبال راهی برای منتقل کردن آن به دنیا و انجام کاری مفید باشیم
طبقه بندی: مسایل زناشویی،
تبلیغات