تبلیغات
عصر وب
عصر وب
مطالب جالب و شنیدنی از سراسر وب
 


. نمی دونم چند ساعته که یه برگ کاغذ جلو روم گذاشتم

و مدادم تو دستمه و بی اختیار دارم تن سفید کاغذرو خط خطی می کنم ...

شایدم می خوام گذشت زمان رو حس نکنم...

قلمم روی کاغذ می لغزه ولی فکرم جای دیگه ست ...

قلبم تو سینه ام نیست ... فکرم سرگردونه ... بیقراره ... دلم دلتنگه ...

دلتنگ یه صدا ... دلتنگ یه حس ... دلتنگ یه خبر ... .. دلتنگ یه یاد ولو کوتاه ....ولی افسوس که امروزم تمومی نداشت این دلتنگی...

دیگه حالا تنهایی خودمو نقاشی می کنم ولی تمامشو خط خطی می کنم ...

خودمو خط خطی می کنم... و دل تنگم رو ... چون دیگه باورم شده که مهم نیست ...

شدم یه سایه ی تنها ? سایه ای که تو هوای آفتابی هم دیده نمیشه

سایه ام ولی گرم و اینو مطمئنم ... ولی چرا حس نمیشم ؟

متنفرم از انتظار ... از فراموشی ... از بی خبری... از تنها بودن ... و از زنگ تفریح بودن

بامید اینم که دیگه خط خطی نکنم و یک صدا ? تلنگری باشه برای بی قراریم

چون هنوز هم...!!



 




طبقه بندی: تیریپ لاو،
ارسال در تاریخ سه شنبه 10 شهریور 1388 توسط محمدی
mohammadi